السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
341
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
اى فرزندان عبدالمطّلب ! من بر شما به طور خصوص و بر مردم به طور عموم مبعوث شدهام . شما هماكنون اين نشانه و كرامت را از من ديديد . كداميك از شما با من بيعت مىكند تا برادر و وصى و وارث من باشد ؟ ! هيچكس از جا حركت نكرد . من كه در آن جمع از همگان كمسن و سالتر بودم ، از جا بلند شدم . به من فرمود : بنشين . پيامبر ، سخن خود را سه بار تكرار كرد . در هر سه بار ، من از جا بلند شدم و به من مىفرمود : بنشين . در بار سوم دستش را بر من زد و آنگاه فرمود : بدين دليل من وارث پسرعمويم شدم و عمويم وارث او نشد . « 1 » 7 - اجماع بر عدم خلافت عبّاس است اجماع شيعه و غير شيعه بر عدم خلافت عبّاس تحقّق يافته است . پس بطلان احتمال اولويت او نسبت به حضرت على ، واضح و روشن است . 8 - خلافت در مهاجران است از لوازم جانشينى آن است كه مىبايست خليفه از مهاجران اوّليّه باشد . بديهى است كه عبّاس از مهاجران نخستين نيست ، بلكه او كمى پيش از فتح مكّه مهاجرت كرد . حافظابنحجر در شرح حال عبّاس گويد : وى در دوران جاهليّت ، عهدهدار امر سقايت و ساختمان مسجد الحرام بود . در بيعت عقبه پيش از آن كه مسلمان شود با انصار بود . در جنگ بدر با مشركان همراهى كرد تا اينكه اسير شد . فديه خود و فديه برادرزادهى خود عقيل بنابىطالب را داد و به مكه برگشت . گفتهاند كه او مسلمان شده بود و اسلامش را از قومش پوشيده نگاه مىداشت تا از مكّه اخبار قريش را براى حضرت رسول بنويسد و خبر دهد . كمى پيش از فتح مكّه ، به مدينه مهاجرت كرد . در فتح مكّه شركت داشت و در روز جنگ حنين ثابتقدم بود . « 2 » از سوى ديگر ، ضرورت اينكه مىبايست خليفه از مهاجران نخستين باشد ،
--> ( 1 ) . الخصائص ، شاه ولىاللَّه دهلوى . ( 2 ) . الاصابة 2 : 271 .